تبليغاتX
پرنده ای بنام آذرباد


پرنده ای بنام آذرباد
فرهنگی اجتماعی

 یادش بخیر

به یاد شهید جعفر سرخی

جعفر در عکس بالا روی تانک ایستاده با زیرپوش سفید.

تو یکی از عملیاتها کنار کرخه تیر خورد و مجروح شد.سریع فرستادیمش عقب . ما از لشکر ۹۲زرهی اهواز بودیم اون موقع کسانی که سهمیه شونو از عراقی ها میگرفتند(تیر یا ترکش ویا..)میتونستند تو اهواز تو پادگان به خدمتشون ادامه بدن و اجباری نبود دوباره به جبهه بیان.اینطوری شد که جعفر هم پادگان نشین شد.ولی مگه میشد کسی تیر یا ترکش جبهه رو بخوره و از اون دل بکنه.این شد که جعفر دوباره داوطلبانه اومد خط .وقتی ازش پرسیدم چرا برگشتی؟جوابی داد که بعد از شهادتش خیلی دلم گرفت میگفت جواد من تنها پسر خانواده ام ـ راستی نگفتم که بچه اهواز بودـ بعد از اینکه تیر خوردم ننم گفت :ننه جعفر جون تو سهمیتو خوردی دیگه نری خط اگه شهید بشی ای خونه دیگه مرد نداره.اووخت مو چه خاکی بسرم کنم.از یه طرف دلم نمیاد تو پادگان بمونم و همش هوای خط تو سرم میزنه از طرف دیگه دلم بحال ننم میسوزه.و اون نمیدونه که مو دوباره اومدم خط . یادت باشه اگه اینبار اتفاقی برام افتاد ازش حلالیت بخواه.و بگو که منو ببخشه.

جعفر تو عملیات والفجر ۸شهید شد.ومن نتونستم پیام جعفرو به مادرش بدم . روحش شاد و خدایش رحمت کند.

  + نوشته شده درجمعه بیست و هفتم بهمن 1385  ساعت 0:38  توسط جواد قاسمی 



صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
روزنامه نگار
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1388

مرداد 1388

خرداد 1388

مهر 1387

تیر 1387

خرداد 1387

فروردین 1387

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

مرداد 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

بهمن 1385

دی 1385

آذر 1385

مهر 1385

شهریور 1385

مرداد 1385

تیر 1385

خرداد 1385

اردیبهشت 1385

پیوندها
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
اقيانوس آرام
لیلی
اسپانتا مانیا
محمد
آذرباد
بلوط سرگردان
شراب تلخ
آزاده
محبوبه
ایت ا..صانعی
آقای خاتمی
آیت ا...منتظری
دکتر سروش
فریاد حق طلبی
دکترالهی قمشه ای
پاسخگو
ریحانه

 RSS 

طراحی قالب

POWERED BY
BLOGFA.COM