علی و ما
ای علی که جمله میزان گشته ای
از برای حق تو قربان گشته ای
ظلم را معنا بکن بار دگر
تا بماند یادمان ای دادگر
باز گو که پوست جویی را بزور
تو نگیری هرگز از دندان مور
گر چه بخشند کل دنیا را به آن
تا کنی ظلمی تو بر آن نا توان
ای علی وا گو که دنیا فانی است
هر که ظلمی کرد خودش قربانی است
پیش ما ظلم واژگون معنا شده
هر که ظالم باشد او آقا شده
چاپلوسی و دورویی و دغل
گشته میزان ترقی از ازل
پس چرا شیعه ز تو دم می زند
لیک بر تخت ریاء لم می زند
پس چه شد قصه عدل و داد تو
کی تحقق یابد این فریاد تو
ای علی از تو چرا دوریم ما
حق عیان است ولی کوریم ما
با زبان حق را ستایش می کنیم
در عمل زر را پرستش می کنیم
ای که تو در عدل یکتا گشته ای
در میان شیعه تنها گشته ای
باز هم شیعه دوباره خوار شد
قصه سقیفه هم تکرار شد
دین فروشان مدعی دین شدند
مومنین از ظلمشان بی دین شدند
قصه تکرار تاریخ راست بود
دین را دکان نمودن شیوه اشخاص بود